آدميزاد گاهي نميخواهد سرخط خبرها را دنبال كند.

اخبار را بالكل كنار گذاشته ام. سر تاقچه مانده ام كه نگاهم هم نيفتد بهش. چند وقت است. گاهي كه تلويزيون را روشن ميكنم و اخبار دارد پخش ميشود و حوصله ندارم شبكه را عوض كنم گوش ميكنم چند دقيقه اي و بعد به خودم زحمت ميدهم و تبديل ميكنم شبكه را. بقيه هم در خانه خيلي دنبالش نيستند. ما سر دسترخوان از سياست حرف نميزنيم گاهي از هيچ چيزي حرف نميزنيم ولي از اخبار روز دنيا هم حرف نميزنيم و دلمان ميخواهد چرت و پرت بگوييم حتي دلمان ميخواهد درباره ي آدم هاي دور و برمان حرف بزنيم يا آدم هاي كوچه. يك بار يادم است يكي از دوستان دوستم در دور همي خودماني شروع كرده بود به از سياست حرف زدن و بعد از دو سه دقيقه چند تا مثل من بي حوصله از اين حرف ها بلند شده بودند از دور و برش و رفته بودند در آشپزخانه چاي ميخوردند و مسخره بازي در مياوردند و اداي دخترك را درمي آوردند كه داشت با آب و تاب درباره ي سياست هاي ارگ رياست جمهوري حرف ميزد البته حق هم داشت تازه نفس بود و تازه رسيده بود از ايران. خوشش ميايد درباره ي سياست مملكتش كه از اول زندگيش در بطنش نبوده اينطوري حرف بزند يك جوري كه خودش هم الان در متنش است، حق ميدهم به او. شايد چند ماه بعد نظرش عوض شود شايد تا آخر عوض نشود و هميشه همه جا بنشيند و سرخط اخبار را باز كند… كاري ندارم. ميگفتم من و مايي كه اهل يك خانه ايم طبق يك قانون نانوشته اي نه دنبال اخباريم نه دنبال بحث هاي سياسي.
پدر شوهر و مادر شوهرم اين روزها خانه ي ما هستند. از ايران آمده اند براي مدتي اينجا باشند و بعد برگردند خانه شان. روزهاي اولي كه آمده بودند ديش آنتن ما تنظيم نبود و بي بي سي نداشتيم. ياد م رفت بگويم ما علاوه بر اينكه اخبار نمي بينيم سريالهاي رنگارنگ و پي ام سي و اينها هم نمي بينيم براي همين ماهواره در خانه مان بيشتر شيي تزييني است. اما پدر شوهر بي بي سي دنبال كن قهاري است و تمام آن چند روز اول را كه بي بي سي نبود به همه مان سفارش ميكرد كه دنبال درست كردنش باشيم و بعد از تنطيم شدن، روزي سه وعده اخبار را حتمن مي بيند و وقت نان خوردن درباره ي داعش و حمله ي امريكا به عراق، وزير علوم ايران و ماجراي استيضاحش و واكنش روحاني حرف ميزند و از ما ميخواهد كه نطرمان را بگوييم. انتخابات افغانستان را دنبال ميكند و هر روز وقتي ميرسم خانه وقت چاي خوردن درباره ي ميزان پيشرفت شمارش مجدد آرا ميپرسد و تحليلم را ميخواهد و من هم گاهي وسط هورت كشيدن هايم ميگويم خبر جديدي نيست. هنوز معلوم نيست كي رييس جمهور ميشود و كي رييس امور اجرايي كه عبارت دقيق پستش را نميدانم. ميگويم دنبال نميكنم اخبار را و اگر پدر شوهر بپرسد چرا؟ ممكن است كمي بي رحمانه بگويم اگر دنبال كنم چه خواهد شد؟ يا خوب كه چي ؟ و اين خوب نيست براي همين از همان اول ميگويم آن قدر وقت نداريم كه بي بي سي و طلوع نيوز و اخبار ايران را از اينترنت دنبال كنيم و خودم را خلاص ميكنم.
آن وقت ها مينشستم و گاهي گوش ميدادم به اين تحليل ها و ميزگردها به آدم هايي كه نكتايي زده و تر و تميز نشسته اند و حرف ميزنند،خيلي وقت است ديگر نگاهشان كه ميكنم پشت صحنه را بيشتر از روي صحنه ميبينم و به ادبيات حرف زدنشان فكر ميكنم. ادبيات… يادم آمد كه چقدر اين روزها دلم ميخواهد بروم سر كلاس و ادبيات بخوانم. دلم براي دانشجو بودن تنگ شده است.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”آدميزاد گاهي نميخواهد سرخط خبرها را دنبال كند.

  1. ساره می‌گوید:

    سوده عزیز
    چندماهی‌ست نوشته‌هایت را می‌خوانم یعنی لینک‌زن باعث این آشنایی شد و واقعا خوشحالم از این بابت نوشته‌هایت را دوست دارم و حس دلتنگی که با نوشته‌هایت از سرزمین دور خودمان حس می‌کنم را دوست دارم خیلی زیاد.
    در رابطه با این پستت:من از وقتی انتخابات افغانستان شروع شد و بعدش هیچ نتیجه مشخصی نداد و یک جور مسخره بازی شد دیگه نه بی بی سی نگاه کردم نه اخبار و هیچ حسی هم برای پیگیریش ندارم و از این بابت یخرده اعصابم راحت تر و آرومتر هست و به نظرم بهترین فکر هم همینه :)))

  2. behcafe می‌گوید:

    حرف آخرت را زدی… دلت تنگ شده! همین 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s