كوته سنگي بادرنگ چاريكاري مي فروشند به چه تازگي!

استاتوس نوشته است مريضم. تب دارم و اين وآن. يكي نوشته شفاي عاجل. يكي نوشته استراحت، يكي نوشته داكتر يكي نوشته خدا بد ندهد، يكي هم نوشته آب دوغ خيار بخوريد هوا گرم است شايد گرما زده شده ايد. جواب داده در اين ملك آب دوغ خيار گيرآوردن هم به اين سادگي ها نيست (كه فكرش را ميكني). طرف كامنت گذار هم احتمالن چون مدت مديدي است فرانسه زندگي ميكند هيچ جوابي نداده و با خودش گفته لابد پيدا نميشود آنجا افغانستان است و به قول مثلي كه همين چند سال اخير ميان خارجي ها و افغان هايي كه با آنها كار ميكنند باب شده: اينجا افغانستان است و هيچ چيزي بعيد نيست، يا همه چيز ممكن است. بنا به ميزان مهارت انگليسي فرد گوينده. نميدانم فرد استاتوس گذار روي چه اساسي اين را نوشته بود كه ماست و بادرنگ پيدا نمي شود در اين كابل خراب شده. شايد چون فرد استاتوس گذارنده اينجاست كابل و كامنت گذارنده پاريس ميخواسته بگويد افغانستان اوضاعش خيلي خراب تر از اينهاست كه تو برايم نسخه پيچيده اي و خجالت نميكشي از آنجا كه بهشت برين است و بي غم نشسته اي براي من كه دارم بار غم مملكت را به جاي همه ي شما خارج نشسته ها ميكشم و در اين خاك زجر ميكشم نسخه ميپيچي؟ ( همان حسي كه خيلي از ماهايي كه اينجا در افغانستان زندگي ميكنيم نسبت به آنهايي كه خار ج از افغانستان اند داريم ) خودم هم يكي از همين ها هستم و تا حالا چند بار شده جواب آنهايي را كه از انجا ها مثلن لندن و پاريس و تورنتو و سيدني نظري درباره ي مملكت از خودشان صادر ميكنند داده ام به شديدترين لحن مثلن گفته اند فلاني ها كه در وطنيد بشوريد بر ظلم دولت حيف كه من نيستم من نوشته ام خيلي دلت ميخواهد بشوري بلند شو بيا و سينه ات را سپر كن انتحاري كه خودش را پاره كرد وسط تجمع تان آن وقت يادت ميايد چطور بايد شوريد و از اين چيزها كه الان خجالت ميكشم بنويسم.
نگارنده ي استاتوس را ميشناسم كه بالاخره دستش به دهانش ميرسد لااقل براي خريدن يك كيلو بادرنگ و يك سطل پنجاه روپگي ماست. نوشتم فلاني ديگه نيم كيلو ماست و يك كيلو بادرنگ خريدن شايد اوقدر سخت نباشه. دنباله اش ميخواستم بنويسم چرا اينقدر ناله ميزني. چرا اينقدر عادت كرده ايم كه مرتب و منظم ناله بزنيم و داد و فغانمان از هر چيزي سر به فلك برسد حتي براي يك پياله ماست و خيار ناقابل! اما ننوشتم طرف توجيه ساز ذهنم گفت ديوانه شايد منظورش اين بوده كه پيدا كردن ماست صحي و مطمئن يك كمي سخت است بعد ديدم سخت نيست و ابرهاي فكر مسخره را از بالاي سرم كنار زدم. بعد طرف توجبه ساز باز هم آمد گفت دخترجان حتمن با نويسنده ي كامنت حرفي و شوخي و مزاحي دارد كه تو خبر نداري چه كار داري؟ ديدم يك ذره كه منطقي است ساكت شدم و هيچ نگفتم.
بگذريم از اين داستان. اما ما عادت كرده ايم كه نق و ناله بزنيم و هي بناليم از همه چيز. يكي بيشتر يكي كمتر و فكر ميكنيم چون اينجا زندگي ميكنيم مجازيم كه هميشه بناليم. چون اينجا افغانستان است و هيچ چيزي بعيد نيست. يك سال پيش من هميشه نق ميزدم كه اينجا زيرپوش زنانه ي خوب پيدا نميشود و هي سفارش ميدادم دختر دايي ام از ايران برايم بفرستد. خمير پيراشكي نيست و من نميتوانم پيراشكي درست كنم. شيرهاي اينجا بدمزه است و من شير نميخورم. خياط درست و حسابي نيست. آرايشگاه نيست كه مويم را رنگ كنم(حالا فكر كن من تا حالا چند بار مويم را رنگ كرده ام حتي همان وقت هم كه ايران بودم هيچ بار) و همين طور نق ميزدم و به اقصا نقاط عالم صادرشان ميكردم. حالا براي هر كدامشان جايگزين دارم براي هركدامشان دليلي دارم كه ديگر نق نزنم و البته بعضي ناله زدن هاي جديد جايشان را گرفته و دارم درباره شان فكر ميكنم به اينكه چقدر به مرض نق زني مربوطند و چقدر واقعي اند البته ميفهمم خيلي چيزهاي بدي وجود دارند كه آدم مجبور است نق بزند لااقل كمي از سنگيني ذهنش بابت آن كمتر شود حتمن همه فهميده اند حرفم با آن نق ها نيست. فكر ميكنم گاهي هم بد نيست به آن طرف مثبت مثل من دراوردي توجه كنم كه اينجا افغانستان است و همه چيز ممكن است.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”كوته سنگي بادرنگ چاريكاري مي فروشند به چه تازگي!

  1. قاتل حرفه ای می‌گوید:

    اینکه به هرکسی که میرسی قبل از سلام و احوالپرسی آه وناله و انتقاد از مین و زمان و دولت و حکومت بساطش پهن میشه متاسفانه ربطی به افغانستان و ایران و تاجیکستان و عراق و سوریه و فلسطین و لبنان و عربستان و قطر و .. نداره..اینکه زاده ی خاورمیانه ای یعنی جبرِ جغرافیایی..
    خاورمیانه نیست
    دیوانه‌خانه است
    ما دیوانه‌ایم که گل در برابر گلوله می‌کاریم
    ما دیوانه‌ایم که شعر در برابر شعار می‌خوانیم
    ما دیوانه‌ایم که بوسه در برابر تانک می‌دهیم
    آن‌ها دیوانه نیستند
    سیاستمدارند
    مردان قدرتند
    ما احمقیم
    دیوانه‌ایم
    دیوانه
    و دیوانه‌وار دوست می‌داریم
    دیوانه‌وار به فردا امید داریم
    و دیوانه‌وار معشوق‌مان را دزدکی می‌بوسیم
    حتا اگر مرده باشیم
    حتا اگر موشکی بوسیدن ما را نشانه رفته باشد..
    ما دیوانه ایم 😐

  2. زهرا می‌گوید:

    سوده جان این نق زدن به خود و دیگران و زمین و زمان و شرایط مال کساییه که از بچگی تو فقر و کمبود بزرگ شدن. ماها یاد نگرفتیم از زندگی لذت ببریم حتی از ساده ترین چیزها. یکیش خود من. در ضمن به اینکه کجا زندگی کنی هم چندان ربط نداره. ادم نق نقو خلاصه هر جا که باشه بهانه هاشو پیدا میکنه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s