با مافوق به از اين باش كه با خلق جهاني!

تمام وسايل دور و برش را جمع ميكند. چند ورق كاغذ را با غيظ پاره ميكند و ميچپاند در سطل آشغال. عكس هايي را كه چسبانده به ديوار پشت سرش، روي كمد و اين طرف آن طرف ميكند و تمامشان را پاره پاره ميكند. مرتب آه ميكشد يك جوري كه انگار گفته اند همين حالا جمع كن و برو! من ميدانم چه شده اما طوري رفتار ميكنم انگار نميدانم. وقتي از اتاق رييس آمد بيرون بعد از نيم ساعت حرف زدن با اينكه ميدانستم قضيه چيست با خنده پرسيدم چه طولاني! چي گفت؟ حتمن باز اين بچه ي تازه آمده شكايت و خبر برده پيش رييس. منتطر نماندم تاييد كند، زود گفتم اصلن اين بچه سر بدي را با تو گرفته نسبت به تو حساس شده. در دلم ميگفتم كاش بگويد ها همين بود و از من پنهان كند من نميتوانستم آن لحظه واكنشي از خودم نشان دهم كه مناسب آن همه خشم و اندوهش باشد. او هم تاييد كرد گفت ها همين بود و باز سرش را پايين كردو آه كشيد و من هم خودم را بي خبر و خوش گرفته بودم و انگار نه انگار هي دم گوشم آه ميكشد. گوشكي زدم و يك آهنگ شاد براي خودم گذاشتم تا آن حس بد گناه و بدجنسي كه بدجور دلم را چنگ ميزد از خود دور كنم. گرچه تقصير من نبود و من كاري نكرده بودم و هميشه ميخواستم همكار و حامي باشم و محيط كارمان از خبر كشي و دل چركيني و اين گب ها دور باشد. هر چه آهنگ را بالا ميكردم باز صداي آه كشيدن هايش به گوشم ميامد و هر چه سرم را فرو ميكردم در مانيتور خودم انگار از گوشه ي چشم ميديدمش و واضح تر از هر روز تمام كارهايش ديده ميشد. بي وقفه مينوشتم و حرف هم نميزدم و بد جور سرم را گرم كرده بودم به كار خودم كه ناگهاني حرفي نزند مثلن نخواهد درد دل كند يا بخواهد واقعيت را بگويد من هم بلد نيستم آن لحظه بازيگري كنم و طوري وانمود كنم كه همين حالا خبر شده ام و چشم هايم گرد شوند و بپرسم آخر چرا؟ اينها چطور آدمهايي هستند مثلن.
تقصير خودش هم بود نبايد با مافوق اينقدر بي خيالانه طي ميكرد. نبايد جواب سر بالا ميداد، اصلن بعد از عروسيش هوايي شد اين بچه. يك روز ميامد يك روز نميآمد.

من كاري نكرده بودم، هيچ وقت خبرش را نبرده بودم و شكايتي ازش نكرده بودم، من كاري به كارش نداشتم و اين رنجم ميدهد. من ميديدم كه همكار اشتباه ميكند و تكرارشان ميكند اما نميگفتم فلاني برايت بد تمام ميشودها. برايم مهم نبود كه بايد ميبود و اين نكته ي غم انگيز داستان است.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”با مافوق به از اين باش كه با خلق جهاني!

  1. قاتل حرفه ای می‌گوید:

    خدارو شکر ما تووشرکت مدیر عاملون انقد شعور داره که هیچکس احساس نمیکنه مافوقی هم داره و همه همدیگرو دوست و هم درجه میبینن و مافوق من فقط خـــداستـــ.. خداوند مافوق های مغرور ظالم را از صحنه ی روزگار محو کنه…

  2. قاتل حرفه ای می‌گوید:

    خدا رو شکر ما توی شرکت انقد مدیرمون باشعوره که هیچکس احساس نمیکنه مافوقی داره و همه با صمیمیت و هم در جه البته به لحاظ حرفه ای هرکسی حد و حدود خودشو رعایت میکنه و مافوق من فقط خـــداست.. امیدوارم هرچی مافوق مغرو.ر وظالم هست از صحنه ی روزگار محو بشه..

  3. قاتل حرفه ای می‌گوید:

    اول. .. خدارو شکر ما توی شرکت مدیر عاملمون انقدر شعور داره که هیچکس احساس نمیکنه مافوقی هم باسرش هست و همه با صمیمیت و البته به لحاظ حرفه ای با رعایت حد و حدود کار رو پیش میبرند. ومافوق من فقط خــداست.. امبدوارم همه ی مافوق های مغرور و ظالم از صحنه ی روزگار محو بشوند..

  4. قاتل حرفه ای می‌گوید:

    اول. .. خدارو شکر ما توی شرکت مدیر عاملمون انقدر شعور داره که هیچکس احساس نمیکنه مافوقی هم باسرش هست و همه با صمیمیت و البته به لحاظ حرفه ای با رعایت حد و حدود کار رو پیش میبرند. ومافوق من فقط خـداست.. امبدوارم همه ی مافوق های مغرور و ظالم از صحنه ی روزگار محو بشوند..

  5. soode می‌گوید:

    قاتل جان قربان دستت زود ميايي نظرميدي الان ديدم سه تا كامنت آمده اينقدر زود ، خيلي خوشحال شدم. دفتر ما هم بد نيست از اين لحاظ ولي رييس جديد كه آمده يك نموره سخت گير است و اين بچه كه داماد شد اصلن اعتماد به نفسش خيلي رفت بالا همين طور جواب سر بالا ميداد به مافوق درحد it is not my job

  6. خوب معمولاً تو اين مواقع چند بارى تذكر ميدن بعد عذر طرف رو ميخوان، اين رييس شما گمونم يكم بى انصافه، در مورد اينكه چيز بهش نگفتى هم خودت رو سرزنش نكن، فكر نميكنم فايده ميداشت تازه الان ممكن بود فكر كنه تو هم يه تقصيرى داشتى، ولى براش خيلي ناراحت شدم بيچاره حتماً حالا كه ازدواج هم كرده مشكلش بيشتر هم هست

  7. behcafe می‌گوید:

    عیدتون مبارک

  8. خانــــومِ سین می‌گوید:

    ســــــــــــــــال نوتون مبارک :دی

  9. captain می‌گوید:

    و نوشته ای که صداقت بچه گانه درش زیاد دیده میشد!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s