ساعت ها

ساعت شش و نيم صبح ، خانه

بچه از دو و نيم ماهگي با من به دفتر كار ميامد. اوايل پاييز با يك عالمه لباس و داخل قنداق فرنگي… همان جا در اتاقي كنار شعبه ي خودم خزك ( چار دست و پا رفتن) را ياد گرفت. دندان در آورد وتاتي تاتي  راه افتاد لا به لاي درختان سيب حويلي اش. دو تا بودند،  بچه هاي من و همكارم با اختلاف  سني يك ماه. وقتي اين كاري را كه الان دارم پيدا كردم و آمديم كابل. بچه يك سال و شش ماهش بود. اينجا نتوانستم  با خودم بيارمش . چون تدابير امنيتي خيلي شديد است ،  بايد خانه ميماند. ازآن وقت تا حالا كه چهار سالش شده روزها بدون من در خانه است با زني كه ازش مواظبت ميكند. با تمام اينها هر صبح كه ميآيم اگر بيدار باشد ميايد و يك كم مينشيند بغلم و ميخواهد كه نروم سر كار. امروز ازش پرسيدم شب كه برگشتم چي ميخواهي برات بيارم؟ گفت: اگه تو امروز بشيني خانه برات تربوز ميخرم.

ساعت هفت و چهل دقيقه در راه دفتر

در  موتريم و طبق معمول همايون،  يكي از همكارهاي دفتر كه با هم اين موتر را كرايه كرده ايم با راننده گب ميزند. انجنير ساختما ن است و از آن مردهاي خوش پوشي است كه خيلي به لباس و عطر و تميزي اش حساس است. لباس هايش  مارك دار و خارجي است معمولن . از بس سفر خارجي رفته پاسپورتش ورق خالي ندارد . عاشق موترهاي گنده  است  و يك لند كروزر دارد ،  با تمام اينها هميشه در حال ناليدن  است از بي پولي.چند روز پيش ناله اش از خرج بيجاي فاميلش براي سفره ي عيد بود. «خيلي كلوچه و ميوه خشك ميخرند. سفره ميندازند و هر كي مياد تا جا داره ميخوره…»  امروز ميگفت بچه هايش ازش لباس گرم خواسته اند و روز جمعه ميخواهد ببردشان بازار ليلامي( كهنه فروشي) برايشان لباس بخرد.

ساعت يازده و نيم صبح  ، دفتر

گفته بودم همكار جوان ميخواهد شعر بخواند و نگارشش خوب شود، امروز نوبت شعر است . دوست دارد خيلي زود مولانا را بخواند و بفهمد. ميخواستم از ني نامه شروع كنم. ديدم خيلي سنگين است. دنبال يك شعر خوبم . شايد يك عاشقانه ي خوب. يك شعر ساده تر و سر راست تر. ببينم چه ميشود.

پ.ن يك عاشقانه ي زيبا از سعدي خوانديم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”ساعت ها

  1. شیرین می‌گوید:

    پس هندوانه می شود تربوز در فارسی افغان 🙂 سوده جان به برکت بلاگ تو و ساغر دارم کم کم بیشتر وارد میشم و خیلی خوشحالم! پسر کوچولو باید خیلی تربوز دوست داشته باشه که بعنوان جایزه در نظر میگیردش ❤

    دلم گرفت از رفتار این آقای همایون! کسی که خودش لباس مارک دار میپوشد و برای فرزندانش از بازار دست دوم فروش ها لباس می خرد حیف است اسم پدر رویش گذاشته شود.

    کاش مطلع شعر را برایمان می نوشتی خانم معلم 🙂

  2. Allen G می‌گوید:

    کدوم عاشقانه سعدی؟

  3. فقط برای یک صد تومانی می‌گوید:

    یکی از مواردی که همیشه متاسفانه به وفور دیده می شه این که پدر ها تا می توانند برای خودشان خرچ می کننند و وقتی نوبت به فامیل می رسه کفگیر می خوره ته دیگ.

  4. soode می‌گوید:

    مطلع غزل اينه:
    بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

  5. ساغر می‌گوید:

    حالا یه روز ما نبودیم رفتی عاشقانه در کردی از خودت، جای من خالی، ببین منو، برای شعرخوانی منم میام دیگه، خب؟
    راجب به همایون جون نگو که ناراحت میشم، مرد به اون جنتلمنی، آقا، ماه، خوش پوش، کچل!!!!!! فقط وختی با راننده کم سواد حرف میزنه سطح واقعیش معلوم میشه، دریغ از پارسال، دوست همیشگی نیس بیاد ببینه با این طرح یه سال کار یه سال خور و خواب چه چرخشی کردن این یاران سابقش!

    • دوست همیشگی می‌گوید:

      من هیچ وقت به حرف های همکارام اعتماد نمی کردم، چون به من ثابت شده بود که اینا همه چیزشون فقط حرفه، از حقوق زن و آزادی حرف می زدن، بعد زناشون تو خونه محبوس بود سال به سال هم باید بچه میاورد، همین آقا هم همیشه از سفرهای خارجیش میومد تعریف می کرد و چقد بقیه جاها زندگی نظم داره و مردم خوبن و همه می تونن با خانواده این طرف اون طرف برنو… ولی تمام سفرهای داخلی و خارجیش تنها یا با دوستاش بود. من حتی یه بار نشنیدم دست زن یا بچه شو بگیره ببره همین هند نزدیک خودمون!

      اینه که بشنوید اما باور نکنید!!!

      • soode می‌گوید:

        باور كه هيچي. اين روحيه خودخواهانه كه حتي براي زن و بچه اش ديده ندارد به قول معروف عذاب آور است.

  6. soode می‌گوید:

    باشه حتمن روزهاي چارشنبه شعره. آخه ساغر جلسات شعر ما در سطح خيلي پاييني برگزار ميشه. در حد اينكه بايد صنايع ادبي خيلي ساده اي مثل تضاد و تشبيه رو توضيح بدم به همكار.

  7. مهسا می‌گوید:

    قربون پسرک ات برم من.بوسش کن خیلی.
    دوست ندارم از اینها که هی ناله میزنن.
    سعدی هم دوست دارم.

  8. soode می‌گوید:

    مرسي مهسا جان. منم ميبوسمت. سعدي خداي عاشقانه است.

  9. شیرین می‌گوید:

    اجرای این غزل را با صدای محمدرضا شجریان خیلی دوست دارم. (آلبوم نوا)

  10. دوست همیشگی می‌گوید:

    آخی عزیز دلمممممممممممممممم پسرک

    دلم برا خودت و پسرکت و همسرتو خونه تو چایی هات تنگه سوده!!

  11. soode می‌گوید:

    منم دوست همیشگی! دلتنگ خونه ی آفتاب رخت و خودت و حرفامون هستم.

  12. whypeds می‌گوید:

    حسن تو نادر است در این عهد و شعر من
    من چشم بر تو و همگان گوش بر منند
    تا ابد
    درود بر سعدی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s