خوبان فراوان ديده ام، اما تو چيز ديگري!

يكي از همكارانم پسر جوان بيست و چند ساله ايست. قبل از اينكه اتفاقي باخبر شود از يك برنامه ي بازديد چند روزه از كشور ژاپن و قبول شود و برود خيلي معمولي بود. هميشه كت و شلوار پوش آن هم با آستين هايي خيلي كوتاه و سري هميشه افكنده . وقت بيكاري پيش كارمندهاي جوان تر بود به تعريف سريالهاي تلويزيون و تحليل و بررسي وقايع اتفاقيه ي هر روزشان.
بعد از سفر، تحولات زيادي در اين بچه رخ داد. ميتوانم به جرات بگويم حالا حد اقل چند تا جين و كتان خوب دارد و چند جفت كفش جوان پسند تر كه با تي شرت ها و پيراهن هاي اسپرتش ست ميكند.
سرش را هم بيشتر بالا ميگيرد ووقت هاي بيكاري كتاب ميخواند! اول ها بچه را جو زده اي ميديدم كه بعد از بيست و چند سال زندگي در جايي مثل افغانستان كه دورترين سفرش رفتن به ولايت مادريشان بوده در تابستان ها وتمام تصورش از دنيا عكس هاي گوگل ايميج بوده و تعريفات ديگران از دبي، خوب مسلم است كه شوكه شده از ديدن مملكتي با آن درجه از نظم و پيشرفتگي و پس لرزه هايش آمده تا اينجا.
اما بعد از گذشت چندين ماه ميبينم هنوز همان طوري است.
چند وقت پيش آمد نشست روي چوكي روبروي ميزم و خواهش كرد اگر امكان دارد نگارش و ادبيات فارسي را بهش درس بدهم. گفت ميخواهد مولانا را بفهمد. ميخواهد خيلي خوب و بي غلط بنويسد و برايش خيلي مهم است. گفتم حتما! اگر تو جويا باشي من حاضرم و دردلم مشكوك بودم به اين اشتياق و فكر ميكردم شايد بي خيالش شود و براي همين به تعويق مينداختمش به بهانه ي كار.
تا اينكه دو روز پيش رسمن جلسه اول را برگذار كرديم. با شوق گوش ميداد و نظر ميداد و نكته هاي مهم را مينوشت. براي مني كه عاشق ادبياتم غنيمتي است كه براي يك مشتاق از ادبيات حرف بزنم نه اينكه درس بدهم.
حالا بگذريم كه سفر چه تاثيري ميتواند داشته باشد بر ادب دوستي اين آدم. شايد رفته ديده و فهميده بايد از منابع رايگان دور و برش نهايت استفاده را ببرد يا اينكه با دخترهاي زيادي حرف زده و خجالتش براي مطرح كردن اين درخواست ريخته و چه ميدانم شايد هم تاثيري نداشته و من اينطوري برداشت كرده ام. اما خوب است و اگر بتوانم براي همين يك نفر هم كه شده ديد جديدي به وجود بياورم كلي موفقيت است برايم.
درافغانستان ارزش ادبيات تقريبن در حد هيچ است. نگاه مردم خيلي عوامانه است و اگر بگويي ادبيات خوانده اي با حالتي ساكن و نامفهوم به صورتت خيره ميشوند كه چي؟ ادبيات خوانده اي الان چه شده اي؟ داكتر؟ انجينير؟ مدير؟ ميگويي نه آدمي كه ادبيات بخواند از اين چيزها نميشود آن وقت ميپرسند معلم شده اي؟ آدم پوهنتون برود معلم شود؟ خوب اگر ميخواستي معلم شوي صنف دوازده را خلاص ميكردي بس بود برايت.
در اين كشوري كه بي ارج و قرب ترين رشته ي دانشگاهي ادبيات است مملكتي كه اگر بخواهي گوشزد كني كه درست بنويسيد ميگويند دري هم درست نوشتن دارد؟ مگر فرانسه است؟ در چنين جايي يك گوش شنوا و مشتاق هم آدم را خوشحال ميكند.
كشوري كه سياستمدارانش، با سواد هايش، استادان دانشگاهش پر از اشتباه مينويسند و ميگويند و به غمش هم نيستند. بودجه هاي هنگفت خرج ميشود براي كتاب هاي درسي و آخرش ميبيني همان غلط ها، همان اطلاعات نادرست و تنها جلد كتاب رنگي تر و زيباتر شده و ديگر هيچ. همين جا همين دفتر خودمان كارمندهايي هستند كه افتخارشان اينست فارسي را نميتوانند بنويسند چون از كودكي انگليسي خوانده اند فقط ميتوانند گب بزنند.
با تمام اينها من عاشق ادبياتم و به قول يكي از استادهايمان كه هميشه خطاب به ادبيات ميخواند:
آفاق را گردیده ام، مهر ِ بتان ورزیده ام بسیار خوبان دیده ام، اما تو چیز ِ دیگری!

Advertisements

یک دیدگاه برای ”خوبان فراوان ديده ام، اما تو چيز ديگري!

  1. Zahra Niya می‌گوید:

    یعنی دلم نیومد کامنت ندم. خیلی حط بردم (y)

  2. شیرین می‌گوید:

    چقدر حیف که حتی درست نوشتن هم نزد خیلی ها اهمیت ندارد. دلم گرفت سوده 😦
    حالا می فهمم چرا ملاله گفت برای مردم من کتاب و قلم و معلم بفرستید. زنده باشی معلم جوان و عزیز 🙂 از راه دور برایت یک شاخه رز سفید میفرستم.

  3. مهسا می‌گوید:

    ادبیات خیلی خوبه ودر ایران هم بهش بها نمیدن.بنظرشون هرکه ادبیات میخونه در دانشگاه پس حتما خیلی درسش ضعیف بوده که فقط تونسته ادبیات در دانشگاه بخونه.
    ممنون بابت این بیت شعر بسی بسیار زیبا.حظ بردم.

    • soode می‌گوید:

      مهسا جان، فكر كن ايران از نظر اهميت به ادبيات و زبان ده باشه افغانستان يك است. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.

  4. ساغر می‌گوید:

    خیلی هم خوب و عالی است سوده جان، خوش به حالت که این استعداد و توان را داری و آفرین به تو، دلم خیلی می گیرد از این سیستم بی رحمی که اینجا را فرا گرفته است، ادبیات اگر ارزش پیدا می کرد اینجا که اوضاعمان اینگونه نبود!

  5. متايفانه غلط نويسى و غلط صحبت كردن مقوله ايست كه در حال حاضر تو ايران هم بسيار رواج پيدا كرده و البته بسيارى از اين كانالهاى تلويزيونى خارج نشين هم نقش به سزايى در ترويجش داشتند،

  6. مامان می‌گوید:

    منم عاشــــــــــــــــــــق ادبیاتم/

  7. Allen G می‌گوید:

    باز هم خوبه که یک سفر میتونه تغییرات بزرگ در یک نفر ایجاد کنه و فکر کنم این نشون دهنده ی ضرر‌های جوامع بسته هست. اینکه اگه درها باز بشن، مردم فرهنگ‌های مختلف، آدم‌های مختلف رو ببینند علاقشون به تغییر و بهبود بیشتر میشه!

  8. goldeneverstand می‌گوید:

    خیلی خوشم اومد از این نوشته. از نوشته هایی که به جای ناله حرف مثبت می زنند که آدم یاد بگیرد خوشم می آید.

  9. whypeds می‌گوید:

    سوال: زبان مکاتبات رسمی افغانستان چیست؟

    • soode می‌گوید:

      به يكي از دو زبان فارسي و پشتو. در ولايات به هر زباني كه مردم به آن صحبت ميكنند و در مركز به هر دو زبان. البته به طور عرفي معمولا اكثر مكاتبات به فارسي دري است.

  10. فقط برای یک صد تومانی می‌گوید:

    امروز به یکی ازمسایل خوب اشاره کردی ،‌ خیلی افراد کمی پیدا می شن که به این مقولات توجه می کنن و این موفقیت بزرگی برای تو که حداقل به قول خودت به یک نفر داری ارزش ادبیات را نشان می دی. و از همه مهمتر که این رو در این صفحه با ما شریکش می کنی.
    با از هم تشکر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s