بيا بوست كنم

آن وقت ها كه دوربين ديجيتال و تبلت و موبايل اسمارت و اين چيزها نبود آدم ها كه ميرفتند جايي چكر، يا عيد و دور همي چيزي بود يكي دوربين آنالوگ خودش را در مي آورد و شروع ميكرد با دقت و احتياط عكس گرفتن.
ما دوربين نداشتيم و بابايم هر وقت دلش ميخواست عكس بگيرد يك دوربين كوچولوي ياشيكا بود كه قرض ميگرفت از دوستش كريم عكاس. بابايم آدم با ذوقي بود خيلي دوست داشت عكس بگيرد، صدايمان را ضبط كند و از اين كارهاي شوق و ذوقي.
يادم مي آيد كه يك سال بهار پشت كوره ي آجر پزي كه كار ميكرديم بعد از يك باران بهاري دشت پر از شقايق شد. تمام دشت سرخ شده بود. بابا همان صبح كار را تعطيل كرد و بايسيكلش را سوار شد تا از شهر از كريم عكاس دوربين بياورد و يك حلقه فيلم سي و شش تايي. مامانم لباس قشنگ هايش را پوشيد چادر سفيدش را سر كرد و لباس قشنگ هاي ما را هم دادبلوز كرمي چار جيبه ي داداش و من بلوز و دامني را كه مدرسه جايزه داده بودپوشيدم با روسري بزرگ تركمني مادرم.
داداش كوچولوي شوخم پنج سالش بود با اصرار دوربين را از بابا گرفت كه يك بار دستش باشد بابا هم هي ميگفت فقط بگيرش ده دستت، عكس نگيري! فيلم هدر ندي! داداشي گرفت و در يك چشم به هم زدن عكس گرفت يك عكس از دشت گل بدون حضور آدمها. آن وقتها عكس بدون حضور چند تا آدم كه دارند به دوربين ميخندند و خيلي مرتب صف كشيده اند جلوي دوربين كار عبثي بود يا لااقل براي خانواده اي مثل ما عبث بودو هدر دادن فيلم. بابا عصباني شد و صورت خندان و هيجان زده ي داداش را با يك سيلي گريه آلود كرد. يادم نميرود. آن وقت خيلي دلم نسوخت. اما حالا كه نگاه و چشم هاي پر از شوق داداش را يادم مي آيد ميخواهم زود بغلش كنم و جاي سيلي را بوس كنم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بيا بوست كنم

  1. صاب مرده می‌گوید:

    چه خاطره زیبایی.
    «چکر» یعنی چی؟

  2. سوده می‌گوید:

    يعني گردش و تفريح

  3. MoonaLisaCode می‌گوید:

    عکس های آن طوری هم لذتی داشت برای خودش. یاد بابای خوش ذوق خودم افتادم… چه قدر صداهای ضبط شده و نوار کاست و خاطره…

  4. مهرداد می‌گوید:

    من از طریق جناب توکلی با وبلاگ شما آشنا شدم.
    من زیاد اهل نوشتن نیستم ولی خوندن رو کم وبیش دوست دارم
    متن هایی که مینویسن در عین سادگی ،جذاب و دلنشینه،آدمو یاد زندگی میندازه.
    موفق باشید

  5. مهسا می‌گوید:

    اینقدر تماشای عکس رو دوست دارم.
    راستی ممنون بابت شعر زیبات.خیلی خیلی دوستش دارم.ایشالا یه روزی بتونم جبران کنم این همه مهری که به من داشتی رو سوده جانم.

  6. سوده می‌گوید:

    قابل تو را نداشت مهسايي.

  7. مهسا می‌گوید:

    اونو برداشتم جای هدیه ی تولدم از طرف تو.ممنونم سوده جان

  8. آلبالو مدرن می‌گوید:

    سوده یه جیزی بگم، اون لباس را مانانت خریده بوده تا تو مدرسه به تو جایزه بدند، یادمه وقتی بزرگ شدم این رو فهمیدم که هنه هدایا کار مامانم بوده خیلی از معماهایم حل شد اینکه مدرسه چه جوری فهمیده بوده من اون وسایل رو دوست دارم

  9. سوده می‌گوید:

    آره آلبالو! يك بار مقنعه اي رو كه مامانم خريده بود و كادو كرده بود تو خونه ديدم و فرداش سر صف بهم جايزه دادند… اين هم احتمالن از همون ها بوده.

  10. مولود می‌گوید:

    چقدر آن دوربین ها خوب بودند…چقدر لذت بخش بودند آن همه عکس های یک مرتبه ای….
    چقدر خوب نوشتی این نوستالوژی ها را…..
    تو برای من پر از حس خوبی سوده….: )

  11. shadi می‌گوید:

    سلام سوده جان

    هنوز همه ی پست هات رو نخوندم. ولی تعداد زیادیشون رو خوندم. واقعا زیبا می نویسی. خوشحالم از آشناییت، زیاد 🙂

  12. سوده می‌گوید:

    ممنونم شادي جان. نوشته هاي قشنگت را ميخوانم من هم.

  13. علی مهرآیین می‌گوید:

    باسلام ! علی مهرآیین
    هستم ازبامیان ویکی از
    خوانندگاه وبلاگتان.
    مطالب جالبی می نویسید
    همیشه موفق باشید
    یک خواهش داشتم .

    به تازگی یک وبلاگ
    درست کرده ام اگر
    امکان داشت آدرس
    وبلاگ ماراهم در
    وبلاگتون لینک بدید
    ممنون می شوم
    http://www.alimehraeen114.blogspot.com
    لحظاتی ازبامیان
    تشکر

  14. مليحه می‌گوید:

    گذر زمان چقدر باعث تغيير ميشه؟

  15. معصومه می‌گوید:

    کاش اون عکس رو هم می ذاشتی, اون دشت پر از گل رو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s