زن شدن

دارم چاي دم ميكنم و دو تا دانه هل را باز ميكنم و مياندازم ميان چاي سبز، آب جوش هم رويش تا بوي هل بيرون بيايد. داداش صدا ميكند سوده بيا اينجا بشين. ميگويم بذار چاي را دم كنم بيارم همه منتظر چايند. باز ميگويد تا چاي دم ميكشد بيا. ميروم مينشينم و ميگويد بيا يك چيز بخوان يك آوازي چيزي. ميگويم من صدايم خوب نيست. بلد نيستم بابا! ميگويد هر چي بلدي اصلا نازنين مريم را بخوان. خنده ام ميگيرد و ميگويم ولش كن ما كه ياد نداروم.
داداش ميگويد تو كه توي مدرسه هميشه جزو گروه سرود بودي و ميخواندي تازه باهم چند بار در يك گروه سرود بوديم. فكر ميكنم بله او وقت ها ميخواندم اما حالا نه. ميخواهم بگويم ديگه از من گذشت داداش! كه نميگويم . ميگويم خوب بذار امتحان كنم . يك چيزي بخوانم. فكر ميكنم هيچ چيزي يادم نمي آيد كه بخوانم. ذهنم خالي است خالي خالي. دهانم را باز ميكنم و الكي ميخندم و يادم مي آيد كه من سالهاست هيچ آوازي نخوانده ام. سالهاست هيچ ترانه اي را به خاطر نسپرده ام. من سالهاست كه صداي آواز خواندن خودم را نشنيده ام!
داداش ميگويد من و تو خيلي شبيه هم بوديم بزرگ كه شديم دو تا آدم متفاوت شديم. بزرگ كه شديم تو زن شدي و من مرد!
آره. كلان كه شديم من زن شدم ديگر از درختي بالا نرفتم. ديگر آوازي نخواندم، بزرگ كه شدم ترسيدم با بچه ها بازي كنم و پاهايم را باز كنم كه صد د هشتاد درجه شود.زن شدن جريمه ي سنگيني داشت انگار.
شب با هم آواز ميخوانيم ده نفره. لابه لاي صداها، صداي كم جان خودم را ميشنوم كه آرام ميخواند: همه به جرم مستي سر دار ملامت… و احساس ميكنم چقدر دلم برايش تنگ شده بود.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”زن شدن

  1. بالالایکا می‌گوید:

    صدای تو را نشنیده ام سوده جان ولی صدای «شبنم ثریا» یتان را خیلی خیلی دوست دارم ، همچنین استایلش را …
    راستی آدرسم بطور اجباری عوض شده ، برایت مینویسم که گم نکنیم یکدیگر را … راهی درازی در پیش داریم با هم …
    balalayka.blogfa.com

  2. soode می‌گوید:

    ممنونم بالالايكا جان. واقعا اين چند روز ميپاليدمت و نمييافتم! فكر كردم شايد موقتي بسته شده. تشكرپس من اين آدرس را جايگزين ميكنم.

  3. مهسا می‌گوید:

    زن شدن بهای سنگینی دارد.موافقم.
    چای با دونه ی هل خیلی عالی میشه!عطرش انگار مستقیم از خود بهشت داره میاد.

  4. خواننده همیشگی می‌گوید:

    مثل اینکه تله پاتی دارم… من این روزها خیلی هایده گوش میدم… یه گلچینش رو پیدا کردم که انگار بر طبق سلیقه من درست شده…. خیلی باهاش حال می کنم این روزها

    برای کوچه غمگینم… برای خونه عمگینم…. برای تو برای من… برای هر کی مثل ما داره می خونه غمگینم!

  5. مص می‌گوید:

    زیبا نویس زیبا بین…..
    داداش ميگويد من و تو خيلي شبيه هم بوديم بزرگ كه شديم دو تا آدم متفاوت شديم. بزرگ كه شديم تو زن شدي و من مرد!
    هر چند من همین سوده ی زن را خیلی خیلی دوست دارم, اما گاه گاهی از این زنانگی ات فاصله بگیر… از خانه بزن بیرون, کیف قرمز کوچکت را بینداز روی شانه ات و زیر لب ترانه هایده و مهستی را بخوان. همراه هم اگر خواستی مص هم هست با کیف کوچک قرمزش… می خندیم با هم مثل دخترکان چهارده ساله کابلی!!!! و بی خیال که اغیار چه می گویند….

  6. soode می‌گوید:

    مص عزيزم خوشحالي تو غنيمتي است براي من.

  7. بالالایکا می‌گوید:

    نه لطفا آدرسم رو تغییر نده ! توی بلاگفا موقتی نوشتم . خوشبختانه سالار توانست وبلاگم رو برگردونه . این یکی از مواهب داشتن یه مهندس آی تی اختصاصی در خونه است !!!

  8. مهسا می‌گوید:

    سوده کجایی؟

  9. مولود می‌گوید:

    میدونی زن بودن یعنی تو اوجا که دلت میخواد رویا ببافی و و آرزو کنی اصلا پر بزنی و پروواز کنی اما آخرش سرت میخوره به قفس چون ته تهش تو قفسیم چه یه وجب چه 1000 وجب…
    مشکل اول ما زن ها اینه که زن بدنیا اومدییم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s