زني شبيه من…

– من خشنم! چون شوهرم،چون پدرم، چون برادرم! من بي رحمم و كودكانم را هر روز لت و كوب ميكنم. من خشنم و تمام اندوه و درد و بدبختي ام را هوار ميكنم سر اين بچه كه زبان در آورده و با من لج ميكند.

– من سعي ميكنم تا بهترين باشم. آرايش ميكنم و از تمام كرم هاي موجود در بازار براي پنهان كردن چين و چروك هاي حاصل از زايمان هاي دردناك براي دور چشم و لب و … استفاده ميكنم تا شوهرم زن و معشوقه نگيرد.

– من تلاش ميكنم تا شبيه يك مرد باشم. چون آنها پر زورند و هميشه جدي گرفته ميشوند. من فحش هاي زشت بلدم و خيلي راحت همه جا استفاده شان ميكنم. من زنها را آدم حساب نميكنم ترجيح ميدهم با مردها حرف بزنم.

– من ساكتم، حرف نميزنم و آرام گريه ميكنم و به دخترم ياد داده ام آرام باشد و جوراب هاي برادرش را بي گفت و گوي بشويد. من تمام دردم را در ختم هاي قرآن و تعزيه ها بي هيچ نيازي به مقدمه ميگريم و ضجه ميزنم.

– من ديگر گريه نميكنم. من ديگر نميخندم. تمام زندگي من يك راز سر به مهر است. بچه هايم را كلان ميكنم . دستورات را اجرا ميكنم. براي شوهرم ميميرم و اگر مرا نخواست برايش ميروم خواستگاري! من يك زن خوب ميمانم تا آخر.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”زني شبيه من…

  1. مریم شریفی می‌گوید:

    بسیار زیبا می نویسی بانو قلمت سبز

  2. مرجان می‌گوید:

    من آن زن آخری هستم که گفتی. بودم.

  3. captain می‌گوید:

    بعضی نوشته هات سوده خانم ادم رو به گریه میندازه ها. اینقده گریه ادم رو در نیار دیگه!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s